واژه جنگ اگرچه این روزها لقلقه زبان دونالد ترامپ شده و رئیس جمهور ایالات متحده موازی با لشکرکشی و گسیل نیروها به خاورمیانه جسارت کرده و ضربالاجل ۱۰روزه پیش پای تصمیمسازان ایرانی برای رسیدن به توافق گذاشته که همزمان مخالفتهای درونی مقابل رویکرد تهاجمی و دیگر اقدامهای وی در حال افزایش است. همین چند روز پیش در اتفاقی کمسابقه دیوان عالی آمریکا، تعرفههای گمرکی ترامپ را لغو کرد؛ اقدامی که به سرعت با واکنش دونالد روبهرو شده و وی با لجبازی بچگانه به جای پذیرش تصمیم نهاد قضایی، فرمان اعمال تعرفه مازاد تجاری جهانی ۱۵درصدی بر تمامی کشورها را صادر کرد! دیروز نیز لیندسی گراهام، سناتور جنگطلب جمهوریخواه با بیان اینکه چندین مشاور ترامپ میخواهند او را از جنگ با ایران منصرف کنند، از رئیس جمهور خواست به توصیه آنها اعتنا نکند. این روزها همچنین از مسئله افول محبوبیت پرزیدنت که برای نخستین بار از آغاز ریاست جمهوری به ۳۶درصد و سطح نارضایتی عمومی از عملکردش که به ۶۲ درصد افزایش یافته - آماری که حتی از رکورد بایدن هم بدتر است - نمیتوان گذشت.
پیچیدن زمزمه مخالفت با جنگ در کنگره
گرفتاری در پرونده رسوایی جفری اپستین نیز به مشکلات افزوده است. با وجود این مخالفتها، اما برخی کارشناسان معتقدند در سوی مقابل، همین چالشها میتواند رئیس جمهور را مجاب کند با نیت خروج از فشارها دست به حماقت خطرناکی بزند. اکنون و در شرایطی که ترامپ شامگاه سهشنبه مقابل مقامات دولتهای مختلف که در شورای به اصطلاح صلح غزه گرد هم جمع شده بودند دوباره با تکرار ادعای خود مبنی بر خاتمه دادن به هشت جنگ در جهان، همزمان از نزدیک بودن نهمین جنگ (علیه ایران) سخن گفت، شاخکها حساستر شده و نگرانی و مخالفتها با آغاز یک ماجراجویی خارجی شدت گرفته است. بر همین مبنا طبق گزارش اخیر رویترز، کنگره آمریکا به درخواست چند تن از نمایندگان قصد دارد هفته جاری درباره طرحی رأیگیری کند که مانع اقدام رئیسجمهور برای حمله احتمالی به ایران بدون موافقت قانونگذاران میشود. رو خانا (دموکرات) و توماس مسی (جمهوریخواه) اعلام کردهاند قصد دارند با استفاده از قطعنامه مبتنی بر قانون اختیارات جنگ، مانع هر گونه اقدام نظامی بدون تصویب کنگره شوند. خانا با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس درباره علت تصمیم خود نوشت: «ایران جامعهای پیچیده با ۹۰میلیون جمعیت، سامانههای پدافند هوایی قابل توجه و توانمندیهای نظامی است. ما همچنین ۳۰ تا ۴۰ هزار نیرو در منطقه داریم که در معرض خطر هستند. بدون موافقت کنگره، رئیسجمهور نباید اقدامی انجام دهد».
صفآرایی نمایندگان برابر پادشاه ترامپ
پیچیدن صدای مخالفان جنگ در راهروهای کنگره در شرایطی است که این روزها کاخ سفید به صفآرایی نظامی گسترده پیرامون مرزهای ایران اقدام کرده است. در چنین فضایی و با برآورد وقوع جنگ گسترده – موضوعی که خانا هم به آن اشاره کرده - اکنون پرسشی که مطرح است این است که آیا ترامپ اختیار قانونی تصمیمگیری خودسرانه برای حمله به ایران را دارد؟ قانون اساسی آمریکا درباره چنین وضعیتی چه میگوید؟ نمایندگان میتوانند با استفاده از اختیارات قانونگذاری مقابل پروژه جنگطلبی علیه ایران بایستند؟اینکه ترامپ بر اساس حقوق داخلی اختیار قانونی چنین اقدامی را دارد یا نه، بهشدت محل مناقشه است به ویژه که کنگره نقش بسیار مهمی در موازنه قدرت اجرایی بر عهده دارد. در قانون اساسی آمریکا، اختیار اعلام جنگ با کنگره است، اما رؤسایجمهور در موارد محدود مرتبط با امنیت ملی (مثلاً در واکنش فوری به حمله) میتوانند بدون مجوز قبلی دست به اقدام نظامی بزنند، البته باید بلافاصله در مدت ۴۸ ساعت به کنگره گزارش دهند. اگر مجوز صادر نشود، حداکثر ۶۰ روز میتوانند عملیات را ادامه دهند، اما نکته مهم اینجاست که این ۶۰ روز برای «اقدام محدود» است، نه شروع جنگ گسترده احتمالی با جمهوری اسلامی. با این اوصاف در صورت رأی مخالف کنگره، ترامپ اختیارات لازم برای آغاز یک جنگ گسترده را ندارد، اما اگر اجماع سیاسی شکل بگیرد ماجرا متفاوت است و با توجه به اکثریت جمهوریخواه کنگره، چنین امکانی بهصورت نظری وجود دارد. هرچند دموکراتها و شماری از جمهوریخواهان میانهرو از طرح مذکور پشتیبانی میکنند، اما اکثریت شکننده جمهوریخواهان احتمالاً با استدلال «حفظ قدرت فرمانده کل» در برابر آن خواهند ایستاد. با این اوصاف بنا بر بر گزارش آکسیوس طرحی که با هدف جلوگیری از اقدام نظامی یکجانبه دولت آمریکا علیه ایران ارائه شده، به احتمال زیاد در کنگره به تصویب نخواهد رسید و حتی اگر تصویب شود، به احتمال زیاد توسط ترامپ وتو خواهد شد. از طرفی برای لغو وتو رئیس جمهور، نیاز به کسب دوسوم آرا در هر دو مجلس است که در وضعیت کنونی ناممکن به نظر میرسد. البته گزینه انجام حملات محدود و نقطهای هم در چارچوب اختیارات رئیسجمهور قرار دارد، ولی باید دید شرایط اقتصادی و روانی مردم اجازه چنین اقدامی را میدهد یا نه.
با وجود پیشبینی عدم موفقیت ابتکار نمایندگان، اما دست رئیس جمهور برای آغاز هر گونه ماجراجویی زیر ساطور کنگره بوده و میتواند برای وی گران تمام شود. دموکراتها میتوانند چنین موضوعی را زمینه فشار، نسقکشی و انتقام سیاسی برای به سقوط کشاندن دونالد قرار دهند. واقعیت این است که اگرچه رئیس جمهور بر اساس قانون اساسی اختیارات گستردهای برای استفاده از نیروی نظامی به منظور حفاظت و پیشبرد منافع آمریکا دارد، اما حمله به ایران و خطر تبدیل آن به جنگی تمامعیار که میتواند منافع ملی کلان ایالات متحده را تحت تأثیر قرار دهد موضوع قابل چشمپوشی نیست. با چنین استدلالی -خطر جنگ گسترده و نه محدود - اگر ترامپ بدون توجیه برای ورود به یک شرایط اضطراری جنگ وسیعی علیه ایران را آغاز کند، کنگره میتواند با قطع بودجه یا قطعنامه توقف عملیات، واکنش نشان دهد و آن گاه مشروعیت حمله نیز در آمریکا محل مناقشه جدی خواهد بود.
لحظه سرنوشتساز کنگره
با وجود ابزارهای موجود در اختیار نمایندگان برای اثرگذاری بر تصمیمها، اما در دو دهه گذشته، کنگره بیش از پیش در برابر استفاده رؤسایجمهور از نیروی نظامی—از هر دو حزب— تسلیم شده است. در مقطع اخیر، به تلاشهای بیحاصل «کریس مورفی» سناتور ارشد آمریکایی چند روز پیش از آغاز تجاوز دولت ترامپ به تأسیسات هستهای کشورمان میتوان اشاره کرده که در نهایت اثربخش نبوده و رئیس جمهور دستور حملات را صادر کرد. تلاشهای قبلی دموکراتها برای محدود کردن اختیارات نظامی ترامپ درباره ونزوئلا نیز با نتیجه مساوی ۲۱۵ در برابر ۲۱۵ پایان یافته و به شکست انجامید.این تجربه، ضعف کنگره در مقابل اختیارات اجرایی را نشان داد. بر اساس گزارش بروکینگز (۱۶ ژوئن ۲۰۲۵)، رؤسای جمهور با ادعای «اضطرار» یا استناد به مجوزهای قدیمی، کنگره را دور زدهاند و کنگره در بیشتر مواقع، به دلیل تقسیمات سیاسی نتوانسته اقدامی متقابل داشته باشد. از این رو ترامپ ممکن است حمله به ایران را «اقدام پیشگیرانه» برای مقابله با تواناییهای موشکهای ایرانی توصیف کند. او همچنین میتواند آن را با مفهوم «دفاع از متحد» یعنی اسرائیل توجیه کند، هرچند که طبق گزارش واشنگتن پست تعهدات آمریکا به اسرائیل، شامل اقدام نظامی خودکار نیست و هر گونه اقدام باید با موافقت کنگره همراه باشد. این در شرایطی است که بسیاری از حقوقدانان بینالمللی استدلال میکنند هر گونه حمله نظامی به ایران نقض صریح حقوق بینالملل خواهد بود؛ چراکه منشور، استفاده از زور علیه کشور دیگر را ممنوع میکند، مگر در موارد دفاع مشروع یا دفاع جمعی یا در صورت صدور مجوز از سوی شورای امنیت سازمان ملل. حق دفاع مشروع شامل استفاده از زور برای دفاع در برابر یک حمله مسلحانه قریبالوقوع است. ایالات متحده در موارد مربوط به تهدیدهای تروریستی یا سلاحهای کشتار جمعی، برداشت موسعی از مفهوم «قریبالوقوع بودن» داشته است، اما بهسختی میتوان با چنین استدلالی حمله احتمالی آمریکا به مجتمعهای هستهای ایران یا رهبری این کشور را توجیه کرد. با این شرایط به نظر اکنون زمان اقدام و اثرگذاری جدیتر کنگره است پیش از آنکه ترامپ آمریکا را به جنگ گسترده دیگری بکشاند. اهمیت تصمیمهای کنونی کنگره محدود به اقدامها علیه ایران نیست؛ بلکه بر سر ماهیت جمهوری در آمریکاست. آیا تصمیمگیری درباره جنگ و صلح همچنان به دست نمایندگان مردم خواهد بود، یا قرار است فقط یک نفر اختیار تصمیمگیری درباره آن را داشته باشد؟ اگر قانونگذاران نتوانند قدرت خود را بازیابی کنند، خطر اتخاذ یک رویکرد خطرناک وجود دارد، رویهای که در آن ایجاد جنگهای بیپایان به یک عادت اجرایی تبدیل میشود، نه یک انتخاب دموکراتیک.



نظر شما